تبليغاتX
ღ.•**•.ღسربندهای فراموش شده ღ.•**•.ღ
ღ.•**•.ღسربندهای فراموش شده ღ.•**•.ღ
هنر آنست که بمیری قبل از آنکه بمیراندت(شهیدسیدمرتضی آوینی)
نگارش در تاريخ پنجشنبه یکم دی 1390 توسط فداییان رهبر

نگارش در تاريخ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 توسط فداییان رهبر


alt

عاقلانه نيست كه انسان براي لذت ديگران، عذاب الهي را براي خود بخرد.

وقتي چشم درياي هوس شود، قايق گناه در آن حركت مي‌كند و موج عصيان پديد مي‌آورد.
رابطه‌ي «گناه» و «نگاه» چه قدر است؟
آنان كه از تير نگاه‌هاي مسموم پروا نمي‌كنند، شكار گرگ‌هاي هوسران مي‌شوند.
آنگاه ... دست و پا زدن‌‌‌ها به جايي نمي‌رسد.
براي مصون ماندن از «تير نگاه» چه بايد كرد؟


برچسب‌ها: حجاب, خدا
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 توسط فداییان رهبر
             ای کاش زین الدین را همه می شناختند...

                                                     شهدا زنده اند 
                                           من به شهید زین الدین ارادت دارم
این بهانه ی نوشتن من در این وبلاگ شد
به محفل دلم خوش آمدی
من با حاجي حرف مي زنم...
گاهي درد و دل مي كنم
و او به من گوش مي دهد 
و دستم را ميگيرد تا در گرداب نيافتم
نمك گير حاجي شدم
آرزوي ديدارش را دارم
با من همراه شو
نگارش در تاريخ جمعه شانزدهم دی 1390 توسط فداییان رهبر

alt

پرسیدم: النگوهایت کو؟ به همین زودی فروختی شان؟
گفت: نه چون نصف روز را بیرون از خانه ام و گاهی با آقایان سر و کار دارم، دیدم النگوها باعث جلب توجه نامحرم می شود....درآوردم شان.
گفتم: کم پیش می آید از پوشش خانم های باحجاب خوشم بیاید، ولی مانده ام تو چطور در حالی که ساده و با پوشش کامل می گردی خوش پوش هستی؟
گفت: شاید چون ساده و مرتب می گردم. شاید هم چون به ترکیب رنگ ها اهمیت می دهم. شاید هم، به خاطر این که می دانم چه پارچه ای برای کدام طرح لباس مناسب است.
خندیدم و گفتم: شاید همه این ها.

نگارش در تاريخ شنبه دهم دی 1390 توسط فداییان رهبر
نوجوانان شهید در دوران دفاع مقدس آن چنان به انوار تابناك الهی چنگ انداختهبودند كه حتی عالمان و فقیهان هم آرزوی داشتن یك لحظه از حالات معنوی آن­ها را داشتند.

این نوجوان و جوانان شهید همان هایی هستند كه در مسیر رسیدن به معشوق ابدی، با ابزار تقوای الهی ره صد ساله را یك شبه پیمودند و رسیدند به جایی که امروز برای بسیاری از ما دست نیافتنی می نماید.


نگارش در تاريخ چهارشنبه هفتم دی 1390 توسط فداییان رهبر

چگونه جواب خون این شهدا را میدهیم؟

نگارش در تاريخ جمعه دوم دی 1390 توسط فداییان رهبر

راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده، می نویسد: در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید شانزده ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت کرده بود.

 گناهان یک روز او عبارت بودند از:
   سجده نماز ظهر طولانی نبود.
    زیاد خندیدم.

    هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد.


راوی در سطر آخر افزوده بود که: دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم... !


نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 توسط فداییان رهبر

سرودی است خونبار این سرگذشت/ سرودن زمردی كه از سرگذشت/ ز همت كه تا با خدا عهد بست/ همه عهدهای دگر را شكست/ ز همت كه در جبهه پرمی‌كشید/ گه حمله چون رعد سر می‌رسید .

سر اگر از عشق بر سر نیزه نمایان نشود، بار گرانی است به تن.

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 توسط فداییان رهبر

شهید سید مجتبی علمدار 11 دی 1345 در شهرستان ساری متولد شد . شهید علمدار در سن 17 سالگی به عضویت بسیج درآمد و در اواخر سال 1362 به کردستان رفت.

شهید علمدار

حاج سید مجتبی علمدار که مداح اهل بیت هم بود سرانجام در اوایل دی سال 1375 به دلیل جراحت شیمیایی روانه بیمارستان شد و بعد از یک هفته بی هوشی کامل هنگام اذان مغرب  به شهادت رسید.

آنچه خواهید خواند قوانینی است که سید مجتبی علمدار برای خود وضع کرد تا با تربیت نفس و روح خویش در مقابل معبودش سربلند و سرافراز حاضر شود. و این است آن نگاه و رفتار ناب بسیجی که اجرش جز شهادت نیست. این ۱۰ قانون می تواند منشوری باشد برای همه ی بسیجیان که هدفی جز تقرب نباید بجویند.

 

قانون اول:

بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم.اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم.(تاریخ اجراء 4/5/69)

قانون دوم :

پروردگارا! اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم.اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم .(تاریخ اجراء 11/5/69)

قانون سوم :

خدایا ! اعتراف می کنم از اینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرّب بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید 20 ریال صدقه و 8 رکعت نماز قضا بجا بیاورم.(تاریخ اجراء 26/5/69)

قانون چهارم :

خدایا! اعتراف می کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم.حداقل در هر هفته باید دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد.اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب 50 ریال صدقه و11 رکعت تمام را بجا بیاورم .(تاریخ اجراء 16/6/69)

قانون پنجم :

خدایا ! اعتراف می کنم از اینکه «خدا می بیند» را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کارکردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد 4 صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم.(تاریخ اجراء 13/7/69)

قانون ششم :

حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم، باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه بدهم و 100 صلوات بفرستم.(تاریخ اجراء 18/8/69)

قانون هفتم:

حداقل باید در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا آورم، در 24 ساعت بعدی باید 300 بار استغفار کنم و باز هم 300 به 600 تبدیل می شود.(تاریخ اجراء 30/9/69)

قانون هشتم :

هر کجا که نماز را تمام می خوانم باید در هفته 2 روز را روزه بگیرم، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم در هفته بعد به ازای دو روز 3 روز و به ازای هر روز 100 ریال صدقه باید بپردازم .(تاریخ اجراء 19/11/69)

قانون نهم :

در هر روز باید 5 مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم روز بعد باید 15 مسئله بخوانم .(تاریخ اجراء 14/1/70)

قانون دهم :

در هر 24 ساعت باید 5 بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و 2 بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ، 3 مرتبه این عمل را تکرار کنم.(تاریخ اجراء 15/3/70)


سید مجتبی برای اولین بار در عملیات کربلای یک شرکت کرد و مدتی پس از آن وارد گردان مسلم بن عقیل در لشکر25 کربلا شد و تا پایان جنگ در آنجا ماند. او در عملیات کربلای 4و5 نیز حضور داشت، در کربلای 8 مجروح شد و مدتی بعد به جبهه بازگشت و در عملیات کربلای10 در جبهه شمالی محور سلیمانیه- ماووت شرکت نمود.

سید مجتبی علمدار در سال 1366 مسئوولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل - از گردانهای خط شکن لشکر25کربلا- را برعهده گرفت و در عملیات والفجر10نقش آفرینی موثری داشت.

شهید علمدار در سه راهی خرمال، سید صادق، دوجیله در منطقه کردستان عراق رشادتهای فراوانی را ازخود نشان داد و از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بشدت مجروح شد. سید مجتبی در دی‌ماه 1364، در عملیات والفجر 8، به شدت شیمیایی شد.

شهید علمدار بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر 25 کربلا در ساری مشغول خدمت شد و علاوه بر این مسئولیت در واحد تربیت بدنی لشکر بعنوان عضو اصلی هیأت رهروان حضرت امام (ره) هم انتخاب شد.


نگارش در تاريخ یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390 توسط فداییان رهبر

(( تقدیر واقعی جهان در کف مردانی است که پروای نام ندارند.

آنان از گمنامی خویش کهفی ساخته اند و در آن آرمیده اند.

کهفی که آنان را از تطاول دهر مصون داشته است... ))

سید شهیدان اهل قلم،شهید آوینی
قالب وبلاگ